من بعضی از مطلب های او را در ورد خودم می گذارم.
این هم یکی ا ز مطلب های اوست :
سلام
من دیروز خیلی خوب بودم.
و دیروز در نمازخانه نماز می خوندم.
من دوست دارم عروس بشوم.
من دوست دا شتم داماد من قشنگ باشه.
«سلا م »
امروز رفتم از خودم فال حافظ بگیرم من نیت کرده بودم به کربلا بروم .
فال من این بود : از خوشحالی سر از پا نمی شناسی او کنج دلت جای گرفته است .
نمی توانی عشقت را از او پنهان نگه داری زیرا شدیداً به او علاقه مندی که البته پایه و اساس
هر چیز همین عشق است .
« خدا نگه دار »
من امروز تو کانون میکروسکوپ دیدم . از میکروسکوپ برای چیزهای بسیار ریز استفاده می کنند .یه روز هم رفتیم رصد ماه بعضی ستاره ها تو اسمان می چرخند بعضی هاشونم نمی چرخند . اونجا خیلی تاریک بود . بچه ها می ترسیدند که مارا بیان نیشمون بزنند.
سلام می کنم به دوستانم
من یک جوجه دارم .
جوجه ی من مرتب آب می خورد و
صبح و ظهر و شب غذا می خو رد.
خدا حافظ.![]()
باز هم سلام
دست من تازه خوب شده است.
امروز آخرین امتحان من است.
من یک خواهر 5 ساله دارم
اسم خواهر من مریم است
اگر دیدید خواهر من هم سایت باز کرد
با او سخن بگویید منتظرخواهرم باشید بزودی عکس خواهرم را می آورم تا ببینید ![]()
![]()
![]()
من وقتی رفتم به مدرسه امتحان املا داشتم ولی خانم معلمم گفت من به خانه بروم.
من آرنجم سیاه شده است.
آیا میدانید جشن تولد من تیر است.
خداحافظ تا جمعه.
من حیوانات را دوست دارم.
من به بابایم گفتم اگر همه ی امتحاناتم را بیست شدم برایم یک اسب بخرد.

